تبليغاتX
㋡㋡ داستان کوتاه㋡㋡ - شوخی با استادان


جواد مجابي: طنز نوشتاري و تصويري ما فقير است.
يكي از كارشناسان امر تغديه در همين خصوص گفت:«هر چقدر پول بدي آش مي خوري!»، گروهي از آگاهان نيز اعلام داشتند آقاي مجابي فراموش كردند بگويند طنزنويس ما هم فقير است.
همچنين ايشان فرمودند: كار جدي در دنياي طنز نديده ام؛ فقط عده اي با استعداد فوق العاده توانسته اند مضامين طنزآميز اجتماعي را در رسانه ها مطرح كنند.
در همين ارتباط يكي از مطلعان كه نخواست نامش فاش شود، گفت: در عوض به اندازه كافي در دنياي جدي طنز ديده ايم !همين مطلعان فرمودند حتماً منظور آقاي مجابي از عده اي با استعداد فوق العاده گروه بر و بچ سوسه است، گفتني است، بر پايه آخرين اخبار صد در صد تاييد شده اين فرد مطلع كسي نيست جز «آقاجان» (همان مسؤول صفحه سوسه!)

بهاء الدين خرمشاهي: يادگيري طنز بدون استاد معنا ندارد!
با اجازه اين استاد بزرگوار يك علامت تعجب در انتهاي جمله شان قرار داديم، يحتمل منظور ايشان شركت در كلاسهاي فيل هوا كني است، هر چند آخرش نفهميديم طنزنوشتن چه ربطي به هوا كردن فيل دارد!
يك سؤال: استاد اولين طنزنويس چه كسي بوده است؟ ( و يا به عبارتي اولين نفري كه در عالم خلقت هستي طنزنويس شد، استادش كه بود؟!)

رضا رفيع: بعضي طنزپردازان درشت نويسي مي كنند!
آخه چرا اين قدر درشت نويسي مي كني؟ مگه نمي دوني اينجا وجبي حق التاليف نمي دن، بابا يه كم ريزتر اين همه كاغذ سفيد رو حروم كردي كه چي؟ مي دوني با اين همه كاغذ مي شد چند تا درخت ساخت؟!

جلال سميعي: رسانه هاي زيادي ترجيح مي دهند طنز را حذف كنند.
- ها؟ كي گفته؟ حذف طنز؟ اون هم در رسانه ها؟ دروغه! خوبه هر شب داره از تلويزيون سريال طنز منتشر ميشه و هر هفته يك صفحه سوسه حاوي يه عالمه مطلب طنز چاپ مي شه، حالا تو اين وسط شايد بعضي ستون ها مثل ستون صبحانه پشت ميز ناهار خوري هم خراب بشن كه البته زياد مهم نيست!
صداي يكي از خواننده ها: تو به سريالهاي آبدوغ خياري چارخونه و مظفر مي گي طنز؟! يا به اين مطالب خنك خودتون؟!
در ضمن يكي از آگاهان به دليل بالا بردن سطح معلومات عمومي نويسنده مطلب عنوان داشت راديو هم جزو رسانه محسوب مي شود.

رحيم رسولي: جايگاه طنز را بايد با رندانه عمل كردن تثبيت كرد
از آنجا كه اكثر نويسندگان صفحه سوسه داراي مدرك زير كارشناسي ارشد هستند، واحد ترجمه سوسه در حال تلاش براي برگرداندن صحبتهاي آقاي رسولي به زباني ساده تر و قابل فهم براي نويسندگان سوسه است!

محمدعلي علومي: جاي خالي نقد طنز بشدت احساس مي شود
در همين ارتباط برخي از آگاهان اعلام داشتند اصولاً جاي خيلي چيزهاي ديگر نيز احساس مي شود، از جمله جاي خالي بها دادن به طنزنويسان جوان( البته از نوع غيرتهراني اش!) و جاي خالي مو روي سر پدربزرگ بنده!

شهرام شكيبا: دست طنزپرداز بسته است.
اِ ولم كنين دستامو! بهت مي گم ول كن ... ول نمي كني؟ خودت خواستي ها؟! باشه ... نگي نگفتي ... حالا كه دستامو ول نمي كني با دماغم طنز مي نويسم!
برخي از متخصصان كه اكثر آنها دكتراي زز بودن را دارند، معتقدند اين گفته آقاي شكيبا توجيهي است براي نشستن ظرفها در خانه!
گفتگوي مرتبط:
- چرا ظرفا رو نشستي؟!
-- مگه نمي دوني دستهاي طنزنويس بسته است؟! با اين دستها چه جوري ظرف بشورم؟!
- با دستهاي بسته ظرف بشوري بهتره تا اينكه با كله باد كرده طنز بنويسي؟! نكنه بازم هوس ملاقه كردي؟!

منوچهر احترامي: طنز مكتوب در يك جنگ نابرابر با طنز تصويري است.
ما نيز با اين گفته استاد منوچهر احترامي شديداً هم عقيده هستيم، اگر شما هم مي خواهيد بدانيد اين جنگ چقدر نابرابر است همين را بدانيد كه حق التاليف صد مطلب طنز من مساوي است با حق التاليف نوشتن فيلمنامه يك قسمت 40 دقيقه اي براي يك سريال طنز ... آخ !از كله خودم داره دود بلند ميشه ... شما رو نمي دونم!

ابوالفضل زرويي نصرآباد: بايد جايي براي طنزنويسان جوان در نظر گرفت كه بتوانند با پيشكسوتان همصحبت شوند و تجربياتشان را به هم منتقل كنند؛
حالا گرفتن جا و مكان و تالار و هتل و ... پيشكش، شما به ميل هاي ما جواب بدهيد، ما كلاهمان را به هوا شوت مي كنيم!

رؤيا صدر طنزنويسان جوان را كساني كه به دنبال كار به صورت جدي هستند، دانست.
گشتيم نبود، نگرد نيست! پدر من ... ببخشيد مادر من ... اين چه حرفيه؟ كار جدي اون هم طنز؟! آخه با اين حق التاليفها كه بايد شبي يك كتاب شونصد صفحه اي طنز بنويسي تا بتوني به آن به عنوان يك كار جدي حساب كني! 

محمدرضا اصلاني: طنز سياسي زياد مي بينم؛ طنز فلسفي هرگز
احتمال اول: هنوز آقاي اصلاني روزنامه هاي مربوط به هفت هشت سال پيش را مطالعه مي كنند!
احتمال دوم: آقاي اصلاني به سايتهاي فيلتر شده خيلي سر مي زنند؛ البته منظورم سايتهاي خبري فيلتر شده است!
يك سوال: ها ائي طنز فلسفي كه وگفتي يعني چه؟!

طنز امروز بي روح و بي خاصيت شده است.
- ] ... [ي ]... [!!خودت بي روحي؟ !به نوشته هاي من ميگي بي خاصيت؟ !مگه نوشته هاي من برگ چغندره؟!  اي]...[
-- چيه دور برداشتي؟! اين حرفا رو آقاي عبدالجواد موسوي زدند!
- آخ !آخ !ببخشيد!
-- ببخشيد فايده اي نداره، خب راست مي گن ديگه، همين مطلبت رو نگاه كن نه روح داره، نه جسم داره، نه خاصيت، نه ارزش غذايي داره ... هيچي نداره!

نادر ختايي: جوانان عجولند و تنها ويژگي آثارشان به روز و مدرن بودن است و كار نسبتاً ضعيف تري را عرضه مي كنند.
با تشكر بسيار از اينكه اين همه به طنزنويسان جوان روحيه و اعتماد به نفس مي دهيد، بايد بگويم ما اصلاً هم عجول نيستيم!
... اِ چي تموم شد؟! پس كو اسم من؟! من كه كارم خيلي درسته، پس چرا ايسنا با من مصاحبه نكرد!

 

این طنز نوشته اقای ارژنگ حاتمی است

+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ㋡㋡㋡㋡مهرزاد گورکانی㋡㋡㋡㋡ |